جدید ترین جک های خارجی که ترجمه کردم

نوشته شده توسط حسین در ۱۲:۳۷ ق.ظ – 12:37 ق.ظ -

در صورتی که این جک ها را خواندید و لبخند نزدید ؛ اراحت نمی شوم ، چون مشکل از این خارجی هاست که با این جور چیزا خودشون رو شاد می کنند … بیچاره ها …

مردی به قهوه خانه می رود و می گوید : “لطفا برایم سه فنجان چای بیاورید. “

پس متصدی قهوه خانه سه فنجان چای برایش می آورد مرد شروع به نوشیدن اولین فنجان چای می کند ، سپس بعدی و در آخر سومین فنجان را نیز بالا می کشد.

دوباره سه تای دیگر سفارش می دهد ، اینبار قهوه چی می گوید : “آقا من می دانم که شما چای را گرم دوست دارید. پس من می توانم یک فنجان چای برایتان بیاورم و پس از میل کردن آن فنجان بعدی را بیاورم و همین طور تا آخر ؛ شما هم می توانید با آسودگی چای خود را میل کنید. “

مرد می گوید : “شما که نمی دانید ، من دوتا برادر دارم یکی تو یزد زندگی می کنه و دیگری تو اراک . ما به همدیگر قول دادیم که هر هفته شب جمعه ها با هم چای بخوریم و من حالا به قولم وفا می کنم … “

قهوه چی فکر کرد که این رسم خوبی است و هر هفته وقتی که مرد وارد قهوه خانه می شد ، یک دست چای برایش می برد. یک هفته وقتی که آن مرد وارد قهوه خانه شد تنها دو تا چای سفارش داد . او چای ها را نوشید و سپس دوتای دیگر سفارش داد.

مد قهوه چی با ناراحتی گفت : “رسم شما را می دانم . فقط خواستم مرگ یکی از برادرانتان را به شما تسلیت بگویم و اینکه من هم از این قضیه ناراحت هستم . “

مرد جواب داد : “اوووه . برادران من خوب هستند و من تنها به سفارش دکتر در حال ترک چای هستم. “

 

ادامه مطلب »


برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در جوک | ۲ نظر »